اعدام نیروهای سلفی، محاکمه و محکومیت دردادگاههای چند دقیقه ای و دیدگاهها فعالان سیاسی


رادیو کوردانه: محمدرضا اسکندری: مصاحبه با کاک یوسف اردلان فعال سیاسی روژهلات کوردستان و عضو هیئت مذاکره کننده خلق کرد با نمایندگان جمهوری اسلامی در سال 1358، شواهد نشان می‏دهد جمهوری اسلامی در دو دهه گذشته از نیروی سلفی‌های متعصب برای ترویج افکار مذهبی و ضد کمونیستی و حمله به هر نشانی از آزادیخواهی و نواندیشی در کردستان استفاده کرده است. آنها با کمک به این جریان باعث گسترش نفوذ آن در محیط کردستان طی چند دهۀ گذشته شدند. دولت و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی بدون کمترین مزاحمتی دست آنها را باز گذاشتند که سالها در سنندج و بسیاری از شهرهای استان کرمانشاه و کردستان با پخش سی دی و کتاب در میان جوانان و در مساجد به تبلیغات بپردازند و حتا بغضا به برخی اماکن هنری نیز یورش بردند. تا اینکه نیروهای سلفی با ترور و بمب گذاری علیه نیروهای وفادار به رژیم، مبارزه خشونت آمیز را شروع و در ادامه، شخصیت‏های مختلف سیاسی و مذهبی در کوردستان را تهدید ‏کردند و لیست‏هایی را از فعالان سیاسی، مدنی و حتی مذهبی منتشر می‏کردند که به زعم ایشان کافر هستند و باید مجازات شوند.
در آن زمان مطالب و مصاحبه های بسیاری انجام گرفت و نگارنده نیز چندین گفتار و مصاحبه برای “رادیو ژیار” که در “زمانه” بود آماده کردم.
جمهوری اسلامی در روزهای گذشته تعدادی از این افراد را اعدام کرده است همان ها که پیش تر به خاطر گسترش خشونت و ایجاد محدودیت برای نیروهای ترقی خواه در کردستان، دستشان بازگذاشته شده بود هم به تبلیغات بپردازند، هم فضاهای آموزشی مختص به خود ایجاد کنند، هم یارگیری کنند و هم تهدید و ارعاب و بعضا اقدام نیز انجام دهند. برای روشن شدن این مسئله گفتگوهایی با تعدادی فعال سیاسی، مدنی و حقوق بشری داخل و خارج دارم که توجه شما را به مصاحبه با مصاحبه با کاک یوسف اردلان فعال سیاسی روژهلات کوردستان و عضو هیئت مذاکره کننده خلق کرد با نمایندگان جمهوری اسلامی در سال 1358 جلب می کنیم

کوردانه: با توجه به اینکه رژیم بیش از دو دهه دست نیروهای سلفی را برای عضو گیری و جذب جوانان کوردستان باز گذاشته بود شما چه کسی را عامل قتل افراد ترور شده و اعدام افراد سلفی به دست رژیم می دانید؟
یوسف اردلان: همان‌طور کە اشارە کردید بیشتراز دو دهە است کە حکومت جمهوری اسلامی تلویحا دست وبال سلفی هارا برای فعالیت های سیاسی و مدنی بازگذاشەاست، این شیوە تداوم سیاست زمان شاە نسبت بە فعالیت مدرسە قرآن کە بعد ازقیام بنام حزب مساوات اسلامی و سپس پیشمرگان کرد مسلمان و… واکنون درقالب گروههای جهادی و توحیدی، ادامە همان جریان اسلام سیاسی سلفی(اخوان المسلمین کە احمد مفتی زادە “داعی” آن بود) هستند.
آغاز حرکت اسلام سیاسی کە در اواخر قرن 19 میلادی شروع شد را بە بررسی جداگانەای وا بگذاریم، آغاز استفادە مشخص از این پدیدە(اسلام سیاسی) را بە بعد از جنگ دوم جهانی با ایجاد جمهوری اسلامی پاکستان می‌شود نسبت داد کە با تقسیم شبە قارە هند، وایجاد پایگاه ارتجاعی اسلامی، ضربە بزرگی بر جنبش ضد استعماری انگلیس وارد آورد.
بکار گیری اسلام سیاسی در سیستم سرمایە داری امروزی جهان، کە صورت عمدە آن را آمریکا در کمک کردن بە گروه‌های اسلام سیاسی از سالهای ١٩۶٠ باایجاد انجمن های اسلامی در آمریکا وسپس در جنوب شرق آسیا (مالزی و اندونزی) شروع کرد (ایجاد کمر بند سبزعلیە شوروی آن زمان)، روشی است کە تاکنون هم ادامە دارد.
فرصتی کە درسال ١٩٧٩در خاتمە دادن بە حکومت پهلوی پیش آمد، با بکارگیری اسلام سیاسی درمقابل بە اصطلاح خطر کمونیسم(امکان نفوذ شوروی درایران بر مبنای دوبارە فعال شدن حزب تودە)، متاسفانە بە ثمر نشست و جهش و نیروی فراوانی در بکار یری اسلام سیاسی بوجود آورد.
چهرە دیگر این بکارگیری در سرزمین فلسطین کمک‌های حکومت اسرائیل بە “حرکت مقاومت اسلامی”(حماس) برای بە شکست کشاندن “جبهە آزادی‌بخش فلسطین” از این گونە است، کە متاسفانە از کارائی خاصی هم بر خوردار بودە است، وتاکنون هم ادامە دارد.
ازآنجا کە هر پدیدە اجتماعی پروسە رشد و دگرگونی خاص خود را دارد، تغییرات این نوع جریانات سیاسی(دراینجا اسلام سیاسی) در مرحلەای موجودیت یا منافعشان با منافع و روش حامیان اولیە و اصلی آنها(در خاور میانە طالبان و داعش با آمریکا و درایران سلفی‌ها) در تعارض هائی قرار می‌گیرند.
اما چنانکە می‌بینیم، هموارە موجودیت این گروهها در دشمنی ریشەای با نیروهای مترقی و سوسیالیست است.
حامیان آنها آنان را سرکوب می‌کنند اما هرگز در جهت انهدام آنها نیستند. با این توضیحات می‌بینیم کە دراین بازی کثیف مطلقا جان فرد یا افراد خودی و غیر خودی مطرح نیست، و چه بسا خودی‌هائی کە تاریخ مصرفشان گذشتە باشد یا قصد شهید سازی وبزرگ ‌نمائی و تبلیغ درمیان باشد، ممکن است دست و بال این جماعت را در کشتن خودی هایشان بە عمد باز گذاشتە شود. خلاصە بگویم در ماهیت اسلامیون سیاسی چە درقدرت وچە در خارج قدرت هیچ معیار انسانی و خط قرمز اخلاق اجتماعی ای وجود ندارد. و جواب صریح دربارە قاتلین بە صراحت می‌شود گفت “اسلام سیاسی” است.
بە رغم اینکە در ابتدا با چهرەای مسالمت آمیز و مدنی مثل انجمن های خیریە در مناطق فقیر ، گشایش مدارس غیر انتفاعی ویا درمانگاه‌هائی باخدمات رایگان وغیرە… ظاهر می‌شوند، اما بە تجربە دیدەایم کە بە قصد ایجاد گروه‌های توحیدی و جهادی از آن بهرە گرفتەاند.
کوردانه: رژیم اعلام می کند این افراد عضو نیروهای سلفی بوده اند که تعدادی از مردم مذهبی و محیط بان را ترور کرده اند. شکی نیست تعدادی از مردم به دست نیروهای سلفی ترور شده اند، چه اتفاقی افتاده است که بعضی از نیروهای خارج کشور آنها را بدون وابستگی مذهبی مورد تقدیر و ستایش قرار می دهند؟
یوسف اردلان: نمی دانم چە کسانی گروههای سلفی را مورد تقدیر قرار دادە است اما اندیشه‌های سطحی نگر هموارە ظاهر یک عمل سیاسی را می‌بینند(مثلا صرف مخالفت با حکومت جمهوری اسلامی) در یک لحظە ممکن است هورا بکشند همان گونە کە در زمان سرنگونی حکومت پهلوی، جریان اسلام سیاسی مشروعیت خودرا بە صرف مخالفت با شاە بدست آورد. در واقع مخالفت با سیستم استبدادی و ضد دمکراتیک سلطنتی بە سطح مخالفت با شخص شاە تنزل پیدا کرد، و مسئلە اساسی ایجاد یک سیستم دمکراتیک و مترقی بە حاشیە راندە شد و می‌‌شود گفت بە فراموشی سپردە شد. این ظاهر بینان سطحی نگر، یادشان می‌رود کە بە چە دلایلی موافق حکومت دینی نیستند، و اینکە آیا مخالفت با حکومت اسلامی در جهت پایان دادن بە نظام غیر انسانی”حکومت دینی” هست یا نە کاری ندارند، درست مثل بخش عمدەای از چپ اروپا (و در زمان خودش شوروی سابق) هر پدیدە سیاسی را صرفا در رابطە با مخالفت با سیاست های جاری آمریکا می‌سنجند، و چشم خود را بر موجودیت و ماهیت آن پدیدە می‌بندند، این شیوە ای بود کە در مورد حکومت اسلامی ایران بکار بردە شد و هنوز هم کم نیستند از أحزاب و گروههای چپ اروپائی کە از این روش دفاع می‌کنند و چشم خود را در برابر جنایات و نقص حقوق بشر حماس، داعش و یا جمهوری اسلامی، می‌بندند و گاهی هم دست بە توجیە های شرم‌گینانەای می‌زنند.
در موردی کە اتفاق افتادە است عمل جنایت‌کارانە، قتل عام زندانی بدست حکومت اسلامی مطرح است نە قضاوت در مورد قربانیان این قتل‌عام. کە صد البتە باید خواستار محاکمە علنی و با رعایت تمام حقوق انسانی متهمان بود، و قضاوت را بە آن دادگاههای صالحە واگذار کرد.
.کوردانه: بعضی از فعالین به اصلاح حقوق بشری می‌گویند: “داعشی بودند خوب کردند اعدام‌شان کردند”. بعد می‌افزایند: “البته مخالف اعدام هستیم”. این دو گانگی را چگونه ارزیابی می کنید؟ البته جالب است که برخی از همین فعالان، خود نیز سوابقی از بنیادگرایی مذهبی داشته ند.
یوسف اردلان: همانگونە کە شما اشارە کردەاید”بە اصطلاح”، باید بە مدافع حقوق بشری و یا فعالیت حقوق بشری کسانی‌کە بر حکم اعدام مهر تائیید می‌زنند شک کرد. از این دوگانە گوئیها یا متناقض گفتن‌ها و عمل کردنها فراوانند، چرا کە تفکر افراد زائیدە موقعیت اجتماعی آنان است در جامعەای کە اهداف اجتماعی و فردیش کسب سود و منافع شخصی است، ویا هنوز تحت تاثیر خرافات دینی است، انتظار عقل سلیم نباید داشت، انسان بودن و ر‌هائی انسان یعنی رهائی از تمام قید و بند های مادی و معنوی مبتنی بر استثمار و خرافات است.
کوردانه: آیا شما معتقد هستید که داعشی، متجاوز و هر فرد که به هر شیوه ای مرتکب جنایت شده است حق برخورداری از دادگاه، وکیل و قاضی منصف دارد؟
یوسف اردلان: در پاسخ بە سوال قبلیتان عرض کردم: ” صد البتە باید خواستار محاکمە علنی و با رعایت تمام حقوق انسانی متهمان بود، و قضاوت را بە آن دادگاههای صالحە واگذار کرد. هیچ حکمی نە تنها صد در صد درست نیست بلکە هموارە در بهترین حالتها و دمکراتیک ترین قوانین کم و کاستی و اشتباە ممکن است رخ دهد. در نتیجە وجود وکلای مدافع برای تفسیر و توضیح قوانین جزائی ضروریست، و اینکار وقتی موثر خواهد بود کە علنی و با نظارت صورت پذیرد، یعنی هیئت منصفە ای وجود داشتە باشد کە ناظر مستقیم و دارای رای نافذ باشد. و گرنە درخفا و پنهان از انظار هر غلطی امکان پذیر است و لذا غیر قابل قبول است، بویژە وقتی کە مسئلە زندگی یک فرد زندە مورد قضاوت باشد.
کوردانه: اصولا مخالفت با اعدام را در تمامی اشکال آن چگونه ارزیابی می کنید؟ و به باور شما برخی مخالفت ها با اعدام، بیشتر یک ژست سیاسی و حقوق بشری نیست؟
یوسف اردلان: حقوق انسانها بویژە حق زندە بودن اگر و اما بر نمی‌دارد، موجودی تبه‌کار اگر مریض روانی نباشد مولود روابط اجتماعی جامعە است، و بنا بر این معالجە و إصلاح افراد بە عهدە حکومت است، حذف و معدوم کردن عوارض ناشی از تبەکاری حکومت فقط بە نفع حکومت است و بس. بە نظر من عمل غیر انسانی اعدام مجرمانە تر از عمل قتل یاجنایتی است کە تبەکار انجام دادە است، چرا کە تبەکار در لحظە ارتکاب جنایت تحت تاثیر(چە اوهام خرافی دینی و چە عدم تعادل روحی و یا علل روابط فردی و…) هرگز بە عواقب کار نمی‌اندیشد و حتی می بینیم کە مسخ شدگان خرافات دینی بصورت خود کشی باعث نابودی خود و کشتار دیگران می‌شوند یعنی ترس از مرگ بە عنوان بازدارندە جنایت و عبرت!در این حالت معنائی ندارد. برعکس، قاضی ای کە با کمال خونسردی حکم بە مرگ فردی می‌دهد تا نگهبانی کە فرد محکوم را جابجا می کند و یا ماموری کە حکم را اجرا میکند، قاتلینی هستند بە مراتب تبە‌کارتر از مجرم!، و علاوە بر این کە خبر مرگ بە صورت امری معمولی در می‌آید مواردی کە اعدامها را در ملاء عام انجام می‌دهند، همگان را در انجام قتل شریک میکنند و بدین گونە سم مهلک غیر انسان بودن و نفی “حق زندە بودن” را نهادینە می‌کنند و سپس بر این جامعە مریض و مسموم حکومت می‌کنند. چنانکە اشارە کردم ترس از مجازات مرگ، از ارتکاب جنایت جلوگیری نمی‌کند. این نکتە هم بە بحث مفصلی احتیاج دارد. کە امیدوارم بە صورت گفتارهای عمومی و آگاهگرانە در میان تودە مردم، بویژە طبقات و اقشار محروم جامعە گسترش یابد.
کوردانه:سلفی ها تا چه اندازه برای اکنون و آینده ی کردستان، اسباب دردسر و مشکل هستند؟ برای برخورد با “سلفی گری” چه باید کرد؟ شما چه راهکار یا راهکارهایی را پیشنهاد می کنید؟
یوسف اردلان: اینجانب درطی دە پانزدەسال اخیر هموارە در گفتارها و اندک نوشتارهائی تاکیدم بر ویژگی بر زمینە موجود مبارزات سیاسی در کردستان (بطورعام ودرکردستان ایران بویژە) مبارزەای لائیک و دموکراتیک است، با تمام تلاشی کە از طرف حامیان و مروجین اسلام سیاسی شدە و میشود نتوانستەاند نکبت و ادبار اجتماعی اسلام سیاسی را در کردستان عمومی کنند، متاسفانە در دههە های اخیر با رادیکالیزە شدن و گسترش اسلام سیاسی در منطقە خاور میانە کە از حامیان ثروت‌مند و مرتجع برخورداراست، زمینە فعالیت اجتماعی در کردستان را مورد تهدید جدی قرار دادە است. اگر چە تاکنون بە اهداف خود نرسیدەاست اما اگر در مبارزە با این مرض اجتماعی مبارزە آگاهگرانە و ریشەای نشود، تهدیدیست جدی. بنظر می‌رسد یاری رساندن، همکاری با هر حرکت سیاسی، مدنی و آگاهگرانە کە بە رشد آگاهی لائیک و دمکراتیک کمک می کند ضروتی تام دارد ، از فعالیت مخفی أحزاب سیاسی تا گشترش (ان-جی-او) ها و مبارزات دمکراتیک زنان و سندیکاهای کارگری، همە و همە می‌توانند سدی باشند در برابر این فاجعە اجتماعی..
کوردانه: و سخن پایانی؟
یوسف اردلان:: علاوە بر محکوم نمودن جنایتی کە حکومت اسلامی در مورد قتل عام زندانیان (کرد سلفی) مرتکب شد، شاید بشود نکاتی را برجستە تر دید
جوانانی کە جذب رادیکالیسم سیاسی شدەاند کە در اینجا متاسفانە اسلام سیاسی است، از آنجا کە بنا بە تجربە هم دیدە شدەاست، عدە قابل ملاحظەای از این جوانان عمدتا(بەخیال خود) بە قصد مبارزەای منطقی و انسانی وارد فعالیت سیاسی شدەاند، با زمینە فعالیت سیاسی لائیکی کە در کردستان وجود دارد، احتمال این وجود دارد کە از أوهام دینی رها شدە و بە مبارزان دمکرات ولائیک وسوسیالیست بە پیوندند. کە این خود بد بینی عمیق حکومت‌گران ایران را نسب بە این افراد بر می‌انگیزد.
از آنجا کە این افراد دارای اعتقادات سلفی وسنی هستند، اگر فعالیتشان ادامە یابد ممکن است جذب رقیب رو درروی مرتجع دیگر یعنی (عربستان سعودی)بشوند، در نتیجە کینە و عناد حکومت اسلامی را تشدید کردەاست.
مسموم کردن این مبارزە برحق خواستاری” حق ملل در تعیین سرنوشت خود” را تا حد کینە توزی سیعە و سنی پائین بیاورند. متاسفانە انسانهای کوتە بین و ظاهربین گرفتار دام این نوع توطئەهای جنایتکارانە می‌شوند.

۴-با ردیف کردن نکات فوق می‌شود نتیجەگرفت کە برای ارعاب مردم کردستان و همچنین گسترش کینە مرتجعانە مذهبی(شێعە وسنی)، دست بە این قتل عام زدەاست، چرائی زمانی آنرا هم از تشدید بحران منطقە و بن بست حکومت ایران در دوران بقول خودش “پسا برجام” و احتمال طغیانهای اجتماعی می‌توان استنتاج کرد.



کنفرانس زنان روژهلات کردستان در روتردام و نقش زنان در احزاب کوردستانی

محمدرضا اسکندری

پیشاپیش موفقیت کنفرانس شما را آرزو دارم و امیدوارم  این بار همانند کنفرانسهای که در باشور کوردستان در سالهای گذشته برگزار نموده بودید فقط در حد حرف و تعریف و تمجید نباشد و در کنفرانس و آینده شاهد تکرار همان آرزوهای شما نباشیم و ما شاهد حرکت عملی شما در آینده سیاسی روژهلات باشیم.
لازم دانستم به نام یک فعال مدنی جنوب روژهلات کوردستان چندین مسئله مهم را که می دانم شما هم خوب می دانید یادآوری کنم تا اگر کنفرانسی در سالهای آینده برگزار نمودیم فعالین مدنی از شما سئوال نمایند بیلان شما و کارهای که زنان روژهلات کرده ید تا کجا پیش رفته است؟
در دنیای واقعی کار و فعالیت مدنی و سیاسی واقعی فقط  در حد شعر و شعار نیست. مسئولین تشکلها  می توانند با  اعداد و ارقام به مردم نشان دهند که چه کارهای را پیش برده اند.
امیدوارم شما در آینده هم بتوانید به ملت روژهلات کوردستان با اعداد و ارقام بگوئید که چه کاری برای زنان و جامعه مدنی روژهلات تا کنفرانس بعدی خود انجام داده اید؟
حال به چند مشکل اصلی که همگان بر آن آگاه هستند به عرضتان می رسانم؛ فشار بر بعضی زنان و دختران در تشکیلاتهای حزبی و نبود یک ارگان اجرائی واقعی برای کمک به آنها در همه تشکیلاتهای سیاسی و غیر سیاسی و ادارات دولتی و غیر دولتی متاسفانه بعضی از مردان که داری قدرت و مسئولیت بالایی هستند از قدرت خود سواستفاده می کنند و در این رابطه زنان و دختران جوان را مجبور به اطاعت از خواسته های جنسی خود می کنند و احزاب شرق کوردستان از قائده جهانی بیرون نبوده و نیستند.
حال سوال از شما شرکت کنندگان و گرانندگان کنفرانس زنان این است در این رابطه تا به حال چه کاری انجام داده اید؟
چرا تا به امروز در این رابطه سکوت کرده اید و حتی یک بار بصورت روشن در این رابطه صحبت نکرده و نمی کنید؟
نکند شما هم مثل همه ما زمانی که با رژیم شاه مبارزه می کردیم و به این اعتقاد داشتیم اول شاه را سرنگون کنیم چون رژیم شاه از افشاگری ما در این شرایط به نفع خود استفاده می کرد و بعد از پیروزی انقلاب  خمینی و روحانیون و سازمانهای غیر مردمی را افشا می کنیم. وقتی که رژیم سرنگون شد  آنکه باید افشا می شد قدرت را در دست گرفته بود و بدتر از رژیم پهلوی بر سر ملت آورد حال چه تضمینی وجود دارد که باز هم آینده تکرار گذشته نباشد. فساد و فرد فاسد در هر شرایطی و در هر رده ای باشد باید افشا شود.
به نظر من شما و همه ما از همین لحظه باید شروع نمائیم و به زنان و دخترانی که مورد دست درازی و تجاوزافراد نا لایق قرار می گیرند کمک نماییم و مردانی را که به نام مبارزه و تحت لوای اسم مقدس پیشمرگه به حقوق زنان تجاوز می کنند افشا و ترد کنیم.
برای اینکه این کار خوب پیش رود. بهترین کار این است که در درون هر حزب و تشکیلاتی که زنان و مردان با هم کار می کنند. یک ارگانی درست شود که در دست زنان باشد. بهترین کار این است که زنانی که توانایی مالی ، سیاسی و علمی دارند عضو این ارگان باشند.
در تمام ارگانهای اروپائی یک قرار داد اخلاقی وجود دارد و هر فرد که می خواهد در یک ارگان کار نماید باید آن قرار داد اخلاقی را امضا نماید در غیر این حق کار کردن ندارد و اگر در زمان کاری مشخص شد که یک فرد آن قرارداد اخلاقی را رعایت نکرده است بدون کمترین حق و حقوقی از آن ارگان اخراج می شود.
زنان و دختران روژهلاتی که در باشور کوردستان برای کار آمده اند خیلی از آنها مورد تعرض و تجاوز قرار می گیرند.
پس از اینکه باشور کوردستان با کمک دولت امریکا و دولت های منطقه توانست صاحب حکومت فدرال شود. تعداد زیادی از زنان و دختران و خانوادهای روژهلاتی با این تفکر که کوردستان سرزمین همه ما است حال چه باشور باشد یا روژهلات، به باشور کوردستان آمدند تا به این امید هم در آمدی داشته باشند و هم آزادی بهتری نسبت به روژهلات داشته باشند.
با کمال تاسف در طول این سالها بعضی از براداران نا برادر ما که به نان و نوایی رسیده اند. به خیلی از این زنان و دختران به شیوه های مختلف دست درازی نموده اند و حتی این نو کیسه ها پس از تجاوز و حامله کردن بعضی از دختران که خواسته بودند از آنها شکایت نمایند آنها را تهدید کرده و با کمک افرادی که در دستگاههای حکومتی و امنیتی اقلیم داشته اند آنها را به مرز برده و به نام فردی که اقامت ندارد و یا اینکه عنصری نامطلوب است اخراج نموده اند و این زنان و دختران با مشکلات روحی و روانی بدون اینکه کسی از آنها حمایت کند سرگردان به روژهلات برگشت داده شده اند.

این را هم بگویم زنان و دختران و خانواده های جدا شده از احزاب روژهلات هم از این مشکل رنج برده و می برند و خیلی از آنها هم دور از این رنج و مشکل نبوده اند.
این مسئله با توجه به اینکه سالها است ادامه دارد و  رهبران احزاب روژهلات می دانند، حتی یک بار به صورت روشن این موضوع را با دولت و مسئولین اقلیم مطرح نکرده اند و هیچ ارگانی برای کمک توسط زنان و مردان روژهلاتی بوجود نیامده است.
شما که به قول خودتان چندین سال است  کار می کنید، تا به امروز چه کاری برای این زنان و دختران کرده اید؟
اگر بگویید خبر نداشته اید باید بگویم شما چطور ارگانی هستید که از این مشکل زنان که کسی که کمترین فعالیت سیاسی و مدنی کرده خبر دارد بی خبر هستید؟
 اگر چه می دانم گردانندگان این تشکل و کنفرانس،زنان و دخترانی هستید که در احزاب  کلاسیک روژهلات عضو میباشید و یا از هواداران احزاب هستید. وقتی که شما از نام روژهلات برای تشکل خود استفاده می کنید تا به امروز چه تلاشی برای بزرگ کردن و پوسته شکنی این تشکل نموده اید؟
چرا شما که حتی بعضی از شما توان بیشتری از رهبران احزاب و دفتر سیاسی داشته و دارید نتوانسته اید در رهبری و مرکز تصمیم گیری احزاب قرار بگیرید؟
تا به امروز چرا شما موفق نشده اید که  زنان جنوب روژهلات  و کرمانج خراسان را جذب نمائید؟
آیا زمان آن نرسیده است که شما غیر از رهبران احزاب خود عمل کنید که برای آنها تا به امروز منافع حزب خود و نیز منافع شخصیشان ارجح تر از منافع ملی کوردستان بوده عبور کنید  و منافع زنان روژهلات به دور از زبان و مذهب و منطقه یکی باشد.
به نام یک فعال مدنی که آرزویم شکل گیری یک جامعه برابر است .امید است هدف این کنفرانس و گردانندگان آن فقط  هورا کشیدن برای رهبران احزاب روژهلات نباشد که تا به امروز به جز کوچک کردن احزاب کاری نکرده اند و خلق ما تا درست کردن یک جبهه روژهلات کوردستانی فاصله زیادی دارد.
شما می توانید با شمشیر انتقاد خود راه را برای تحول در احزاب باز کنید و به احزاب خود تحمیل نمایید که زنان هم حق رهبری دارند و زنان باید حداقل 40 درصد کرسی ها را در رهبری احزاب داشته باشند.
در پایان  امیدوارم این کنفرانس به طور ویژه به مشکلات و دغدغه های زنان  روژهلات  در باشور کردستان و نیز در تشکیلات احزاب بپردازد و تلاش نماید مشکلات  زنان مثل فقر، بی سوادی بخش بزرگی از زنان کرد، سرکوب آزادی های سیاسی، نبود امکانات کافی از سوی رژیم  و همچنین نگاه به شدت مردسالار  در جامعه و احزاب را مورد نقد و بررسی قرار  داده و  راه حلهای عملی برای آنها پیدا نماید.



درسی برای آینده و رعایت اصول اخلاق سیاسی


کوردانه: محمدرضا اسکندری : روز چهارشنبه، ۱۶ اردیبهشت ‌ماه  ۹۵ در منطقەی سردشت روستای میونی از ساعت چهار صبح تا ١ بعدازظهر یک درگیری نظامی بین نیروهای مسلح روژهه لاتی با نیروهای سپاه پاسداران روی داد که در آن درگیری طبق اخبار میدیای وابسته به نیروهای امنیتی ایران،دو نفر از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی  کشته و یک نفر زخمی شدند.
همانند سالهای گذشته، بار دیگر تعدادی از نیروهای وابسته به احزاب کلاسیک و قدیمی روژهه لات کوردستان بدون درس گرفتن از گذشته هر کدام تلاش کردند که حزب خود و پیشمرگان آن حزب را به عنوان نیرویی که از خود دفاع کرده است!! و در این عملیات شرکت کرده است معرفی نماید.
در همین رابطه یکی از هوداران جریانات سیاسی بنام آقای عرفان رهنمون در مصاحبه ای با صدای آمریکا بخش کوردی  این رسانه،با اطمینان اعلام نمود که نیروهای حزب دمکرات کوردستان ایران با کمک حزب دمکرات کوردستان, کومله زحمتکشان کوردستان ایران این عملیات را انجام داده اند. آنها به خاطر اینکه از طرف حکومت اقلیم کوردستان دچار مشکل نشوند نمی خواهند در این رابطه اظهار نظر نمایند.
اما این بار عضو قدیمی حزب دمکرات کوردستان ایران،حسن شرفی در مصاحبه ای در این رابطه اعلام نمود که این حرکت مسلحانه توسط حزب و نیروهای وی انجام نشده و آب پاکی روی دست مصاحبه گر با رادیوی کوردی آمریکا ریخت.
اما هوادران حزب بدون توجه به نظرات  نفر دوم حزب اصرار می کردند که این عملیات کار پیشمرگان حزب آنها بوده است؟!!
پس از آن آقای سعید ساعدی در مصاحبه با روداوو اعلام نمود که عملیات سردشت کار "ه ر ک" بخش نظامی پژاک بوده است.
به عنوان یک خبرنگار کورد تلاش نمودم که در جهت روشن سازی اذهان مردم مشخص کنم که این عملیات کار چه کسی و یا جریانی بوده است و چرا هوادران هر حزب روژهه لاتی تلاش می کنند که این عملیات را به حزب خود نسبت دهند.
متاسفانه غیر از کاک حسن شرفی که صادقانه اعلام نمود این عملیات  کار حزب آنها نیست خیلی ها یا سکوت کردند و یا با کمک هوادران خود تلاش می کردند که پژاک را به عنوان یک جریان دروغگو معرفی کنند.
حجم پخش این خبرها آنقدر زیاد بود که من هم احساس می کردم شاید آنها درست می گویند و پژاک تلاش می کند با دروغ گوبلزی خود را مطرح نماید و اعلام کند آنها که فقط اعلام می کنند وارد یک عملیات جدید مسلحانه علیه ایران شده اند و نیروهای آنها اردوگاه را ترک و راهی کوهها شده اند صداقت ندارند و این ما هستیم که بدون دمیدن در شیپور جنگ مسلحانه کار خود را پیش می بریم.
در همین رابطه با حاج احمدی تماس گرفتم  و پس از احوال پرسی به او گفتم چرا در این شرایط که احزاب و گروههای روژهه لات به اتحاد نیاز دارد حزب شما تلاش می کند این اتحاد را به هم بزند و عملیاتی که دیگران انجام داده اند به نام خود مطرح کند.
حاج احمدی با خونسردی گفت کاک محمدرضا باور کن این طور نیست.!
وی در ادامه گفت تا قبل از اعلام از طرف ما، من به دوستان حزبی گفتم اگر این حرکت دفاع نظامی آن طور که آنها می گویند کار آنها است در صورت مخالفت حزب با گفتن تبریک به آن جریان، من به نام  خودم به آنها تبریک می گویم. من با توجه به تجربه گذشته فقط گفتم باید صبر کنیم تا یک روز بگذرد.
اما در عمل این طور نبود و نیروهای ما با تماس با قندیل اعلام نمودند که این عملیات، کار آنها بوده است.
وی ادمه داد: شما خودتان خوب می دانید و یک بار که به قندیل رفتید مگر توانستید از تلفن دستی خودتان در آن ارتفاعات استفاده کنید؟. نیروهای ما حق استفاده از تلفن در عملیاتها را ندارند.
چون جمهوری اسلامی می تواند به آنها ضربه وارد کند.
به همین خاطر معمولا طول می کشد که آنها اطلاعات عملیاتها را به ما برسانند.
من باز به او گفتم آقای حاج احمدی من همه حرفهای شما را نمی توانم بپذیرم. هر حزبی که گزارش چند ثانیه ای تصویری در این رابطه پخش نمایند من آن را قبول دارم چون من معتقد هستم با کمترین امکانات می توان  برای این نوع عملیات ها چند دقیقه فیلم گرفت.
وی در جواب گفت: ارتباط با نیروها به خاطر مسائل امنیتی سخت است و من تا این لحظه نمی دانم که آیا گزارش تصویری تهیه شده است یا خیر. ولی باور کن هدف ما سیاه کردن نیروهای دیگر نیست و ما حاضریم اگر آنها بخواهند اقدام مسلحانه انجام دهند آنها ر ا کمک نماییم و با هم و در کنار هم باشیم.!!
پس از چند روز امروز فیلم چند دقیقه ای از این دفاع توسط بخش نظامی پژاک پخش شد.
حال سئوال من از مصاحبه کننده با رادیو آمریکا و همه هواداران احزاب کلاسیک روژهه لات کوردستان این است:
چرا شما بدون اینکه اطلاعات لازم در اختیار داشته باشید در رابطه با عملیاتی که اتفاق افتاده است و هیچ اطلاعی در این رابطه ندارید اظهار نظر می کنید؟
سئوال من از صدای آمریکا بخش کوردی هم این است: آیا برای شما این حرکت و اطلاعات غلط دادن افرادی که اطلاعات کافی ندارند می تواند تجربه ای برای آینده کار خبرنگاری شما باشد؟
در پایان بار دیگر به کاک حسن شرفی دست مریزاد می گویم که صادقانه در این رابطه موضع گرفت و صحبت نمود.
امیدوارم که این حرکت درسی باشد برای همه که زود قضاوت نکنند و بدون داشتن اطلاعات کافی خود را بهلول سیاسی روژهه لات ندانند.
مصاحبه عرفان رهنمون
http://www.dengiamerika.com/a/iran-kurdistan/3319897.html  




نقش ارتش سایبری رژیم در جمع آوری اطلاعات و رشد تضاد بین احزاب روژهلات کوردستان


محمدرضا اسکندری:
در طول سالهای گذشته در سوشیال میدیا بخصوص فیس بوک هر روز ما شاهد توهین تعدادی از هواداران با نشان و بی نشان کردهای روژهلاتی بودیم که با کوچکترین  انتقاد و حرفی از طرف افراد حقیقی و حقوقی سیاسی و مدنی زود برافروخته می شدند و در سوشیال میدیا هر آنچه که توهین بود نثار طرف مقابل می کردند.
در این میان بعضی از روشنفکران یا از ترس و یا به خاطر اینکه اعتقاد داشتند که مته لای خشش گذاشتن است و انتقاد در این شرایط که رهبران و مسئولین احزاب در این رابطه یا سکوت کرده اند و یا بعضی از مسئولین آنها این کار تشویق می کنند آب در هاون کوبیدن و تف سربالا است کاری انجام نمی دادند.
حال اگر کمی با دقت به آنچه در طول سالهای گذشته اتفاق افتاده است نگاه کنیم به چه نتایجی خواهیم رسید و چه سئوالاتی در این رابطه پیش خواهد آمد.
سئوالاتی که در اولین لحظه با کمترین فکر کردن برای هر ناظر بی طرفی بوجود می آید به شرح زیر است:

چرا ملت های دیگرازسوشیال میدیا برای پیش برد مبارزات خود استفاده کرده  و می کنند اما ملت کورد بخصوص روژهلات از آن استفاده غیر واقعی می کنند؟
چه عاملی باعث شده است که در روژهلات کوردستان بیشتر از همه جا ای دی نامشخص به نام هوادران  جریاناتی سیاسی روژهلاتی درست شود؟
چه کسانی پشت این ای دی های بی نام نشان و مجهول الهویه هستند؟ آیا افرادی که با نام مشخص و حتی پروفایل عکس دار می ایند پروفایل های واقعی هستند؟
چرا احزاب و روشنفکران در رابطه با ای دی های بی نام نشان و مجهول الهویه هیچ کار عملی تا به امروز نکرده اند؟
آیا احتمال ندارد که همانطور که رژیم نیروی نفوذی به داخل  احزاب مستقر در باشور فرستاده و می فرستاد، تعدادی نیروی آموزش دیده در این رابطه به داخل احزاب اعزام نموده تا بتواند با رشد ضدیت و فرهنگ توهین اهداف خود را پیش ببرد؟

چه عاملی باعث شده است که در روژهلات کوردستان بیشتر از همه جا ای دی نامشخص به نام هوادران  جریاناتی سیاسی روژهلاتی درست شود؟
در صحبت های که من با خیلی از دوستان هوادران جریانات سیاسی داشتم آنها اعلام کردند چون با یک رژیم دیکتاتوری مبارزه می کنیم لازم است که بصورت مخفی و با نام مستعار کار کرد. حتی خیلی از دوستان که در خارج کشور و حتی کشورهای اروپائی هستند نیز با نامهای مستعار و بدون اینکه پروفایل آنها عکس داشته باشد در فیس بوک و سوشیال میدیا حضور دارند.
حال سوال این است شمائی که در کشورهای امن اروپائی از رژیم ترس دارید که با ای دی مشخص کار کنید چه انتظاری از مردم در داخل داری که کار سیاسی و مدنی کنند؟
شمائی که حاضر نیستید با ای دی مشخص کار کنید که هیچ ریسکی ندارد جز اینکه اگر برای گرفتن آفتاب به ایران می روید دچار مشکل شوید چرا برای مردم نسخه می پیچید و در خیلی جاها به عنوان کاسه داغ تر از آش بر طبل ضدیت بین احزاب می کوبید.
راستی نقش این چه گواراهای بی عمل فیس بوکی تا به امروز چه بوده است؟ این افراد چه نقشی در فعالیت فرهنگی و مبارزاتی غیر از سنگ اندازی جلو چرخ ماشین تحولات روژهلات  کوردستان داشته اند. غیر از رشد لمپنیسم در سوشیال میدیا و دل سرد کردن مردم چیز دیگری برای ملت به ارمغان آورده اند. راستی سابقه کار مبارزاتی این افراد که در سوشیال میدیا برای ضدیت با حزب دیگر زنجیر پاره می کنند چیست و چه کاری انجام داده اند؟
اگر بصورت واقعی در سوشیال میدا دقت کرده باشیم بیشتر کسانی  که با ای دی نامشخص به نام هوادران  سیاسی احزاب به توهین کردن به جریانات مخالف  و افراد فرهنگی و سیاسی مستقل مشغول هستند روژهلاتی می باشند.
این افراد با نامهای اسطوره ای و مبارازتی روژهلاتی ای دی فیس بوکی دارند. آنها در تلاش هستند که با نام دفاع از جریانی که ای دی برای آن درست کرده اند به هدف خود که سکوت طرف مقابل و یا پاسیف کردن آنها دست یابند.
آیا تا به حال فکر کرده ایم این حرکت چه ضربه ای به اعتماد ملی ما زده است.
اگر در گذشته مبارزین برای اینکه یک تفکر سیاسی را به میان توده های مردم ببرند چه ریسکهای بزرگ می کردند ریسکهای که به قیمت جان یک مبارز تمام می شود. آنها تلاش می کردند با اخلاق و منش انقلابی خود مردم را به جریان سیاسی خود نزدیک کند حال که سوشیال میدیا نفش بزرگی در انتقال تفکرات سیاسی احزاب دارد. منش و رفتار مجازی افراد در مقایسه با گذشته چگونه است. آیا این اخلاق انسانی و انقلابی در بین هواداران با نشان و بی نشان احزاب روژهلاتی در مقابل نیروهای دیگر وجود دارد.
 چه کسانی پشت این ای دی های بی نام نشان و مجهول الهویه هستند؟

تا آنجا که من می دانم در پشت خیلی از ای دی های بی نام نشان و مجهول الهویه دو گروه بیشتر نیستند.
گروه اول که بیشترین تعداد را دارند به گمان من توسط ارتش سایبری رژیم جمهوری اسلامی شاخه روژهلات کوردستان سازماندهی می شوند. رژیم از روز اول تا به امروز در رابطه با جنگ روانی در همه عرصه های خیلی فعال بوده و هست ولی ما که فکر می کنیم از آنها آگاه تر و زیرک تر هستیم در خواب خوش می باشیم.
رژیم برای این کار از افرادی استفاده می کند که آموزش دیده هستند و این  ای دی های بی نام نشان و مجهول الهویه را به دو دسته تقسیم کرده است.
بعضی از آنها با داشتن اطلاعاتی که دارند و کامنت هایی که گاها منطقی  هم به نظر می رسند که می گذارند در تلاش هستند نظر طرف مقابل را جذب نمایند و در بین کامنت های خود تلاش می کنند به هدف خود که زهر ریختن در بین نیروها است دست پیدا کنند.
شناسائی این افراد سخت تر از گروه دوم است که ارتش سایبری رژیم با ای دی های بی نام نشان و مجهول الهویه در سوشیال میدیا کار می کنند.

گروه دوم بی نام نشانها و مجهول الهویه ارتش سایبری کسانی هستند که نیروهای خودی و حزبی که پشت آن قایم شده اند به عرش خدائی می برند و دیگری را با هر آنچه در فرهنگ عامیانه توهین زشت وجود دارد مورد حمله لومپنی خود قرار می دهند.
اما این گروه فقط مختص ارتش سایبری رژیم نیست در احزاب روژهلاتی هم این دو گروه با تمام خصوصیاتی که در بالا شرح دادم  با کمال تاسف وجود دارند و مسئولین امنیتی این احزاب تا به امروز در رابطه با خنثی کردن این طرح رژیم کمتر کار را کرده اند و با این مثل قدیمی دشمن دشمن من دوست من است برای آنها خوشحالی هم کرده اند.



چرا احزاب و روشنفکران در رابطه با ای دی های بی نام نشان و مجهول الهویه هیچ کار عملی تا به امروز نکرده اند؟
با توجه با شرایط کنونی روژهلات و نبود یک آلترناتیو سراسری و روژهلاتی، احزاب بیشتر به جای اینکه به فکر حل مسئله ملی باشند به فکر حل مسائل روزمره و کوچکی هستند که در آن گرفتار شده اند.
احزاب روژهلاتی به طور عمومی به این هم فکر می کنند که اگر یکی از آنها دست به کار مبارزه با این افراد در سوشیال میدیا بزند اگر در آینده خودشان مورد توهین قرار گرفتند دیگر ای دی های بی نام نشان و مجهول الهویه نیست که از آنها دفاع نماید.
در مقابل روشنفکران  و نیروهای مدنی مستقل  یا نمی خواهند با این مسئله برخورد کنند و یا ترس از حمله این افراد دارند و فکر می کنند اگر وارد این مبارزه شوند بیشتر وقت آنها صرف یک دور تسلسل باطل خواهد شد.

آیا احتمال ندارد همانطور که رژیم نیروی نفوذی به داخل احزاب روژهلاتی فرستاده و می فرستاد تعدادی نیروی آموزش دیده  ارتش سایبری در این رابطه به داخل احزاب اعزام نموده  باشد تا بتوان ضدیت و فرهنگ توهین را در بین احزاب پیش ببرد؟

اگر به تاریخ بیش از چند دهه گذشته  نفوذی های رژیم در احزاب روژهلات نگاه کنیم. با یک حساب سرانگشتی پی خواهیم برد که با توجه به اطلاعاتی که احزاب روژهلات داده اند  چه تعداد نیرو به آنها پیوسته و چند نفر از آنها بصورت آزاد و یا بصورت مخفی خود را به رژیم معرفی کرده اند می توان پی برد که اطلاعات رژیم و ارتش سایبری وی در این رابطه هم حتما فعال بوده و هست.
این فعالیت فقط در رابطه با  ای دی های بی نام نشان و مجهول الهویه درسوشیال میدیا برای تفرقه بینداز و حکومت کن نیست بلکه فرستادن اطلاعات دست اول در کمترین زمان ممکن و دادن اطلاعات نیروهای که برای کارهای تشکیلاتی به داخل می روند هم استفاده کرده و می کنند.
وقتی که در نشست های مسئولین بالای احزاب صحبت هایی که می شود در کوتاه ترین زمان ممکن در سایت های اطلاعاتی رژیم پابلیش می شود. وقتی که کوچکترین مسائل غیر اخلاقی که در اردوگاهها اتفاق می افتاد در کمترین زمان در دست سایت های امنیتی رژیم است. آیا می توان  شک کرد که ارتش سایبری رژیم دست در این کارهای تفرقه آمیز ندارد؟
آیا وقتی که نیروهای پیشمرگ و گریلا بدون کوچکترین حرکتی محاصره می شوند و در دام از پیش درست شده رژیم می افنتند نباید شک کرد نقش ارتش سایبری و مزدوران آن در احزاب پر رنگتر از آن است که بعضی فکر می کنند.



در ضمن یک دسته دیگری نیز هستند که ای دی آنها و پروفیل آنها هم نام و هم نشان و هم عکس دارد ولی هدف آنها باز هم جز تفرقه چیزی نیست و آیا همه ای دی های مشخص واقعی هستند؟

جواب این سئوال نه است.
ارتش سایبری رژیم  در فیس بوک تعدادی ای دی دارد که بیشتر آنها با عکس دختران و زنان مختلف درست شده است و هر کدام خود را هوادار ملت روژهلات اعلام می کنند. این  پروفایل ها پشت آنها افراد واقعی به هیچ عنوان وجود ندارند و اسم و عکسهای واقعی نیستد. آنها در کامنت ها خود جوری جا می زنند که این ای دی ها و عکس آنها واقعی است و جای شک ندارد. اما با یک آموزش ساده می توان پی برد که آنها یا مزدوران رژیم اسلامی هستند و یا مزدوران بی جیره و مواجبی هستند که به دام افتاده اند و نمی دانند برای کی کار می کنند.

نتیجه:

آیا همه ما چه فعال مدنی،  احزاب روژهلاتی، استفاده کنندگان سوشیال میدیای روژهلاتی  یک مکانیسم برای جدا کردن جاسوسان سایبری که برای کار حرفه ای و ضربه زدن به مبارزات ملی کرد وارد نیروهای  احزاب در باشور، اروپا و خارج کشور شده اند  داریم که بعضی از نیروهای صادق کم تجربه را که  تحت تاثیر  آنها بر شاخ نشسته اند و بن می برند را از آنها جدا کنیم  و به آنها بگویم در خط سایبری رژیم گرفتار شده اند آنها را  شناسائی کنیم و سوشیال میدیا را بار دیگر به مسیر واقعی خود که جایی برای نقد، و در نهایت رشد فرهنگی است برگردانیم؟
من فکر می کنم این کار آسانی است اگر همه با هم دست به دست هم دهیم بر سر چند اصول و پرنسیب مشخص ملی و انسانی تعهد کنیم.
در این رابطه مسئولیت رهبران و رهبری احزاب روژهلاتی سنگین تر از سایر نیروها می باشد.

در این رابطه من چند راه کار که به نظرم می تواند سنگ بنای یک کار جمعی شود به عرض می رسانم

1.    درست کردن میثاق ملی سوشیال میدیای روژهلاتی و خطوط قرمز آن
2.    تشکیل یک شورای سوشیال میدیائی که هر تشکل سیاسی و مدنی روژهلاتی یک عضو در آن داشته باشد. استفاده کنندگان از سوشیال میدیا روژهلاتی در صورتی که به یک ای دی مشکوک برخورد نمودند حال این ای دی با پروفایل مشخص یا غیر مشخص باشد  و دست به تفرقه و توهین می زند به  این شورا  گزارش نمایند و شورا در این رابطه تحقیق نماید و پس از تصمیم گیری نتیجه را به همه اعلام می نامید.
3.    از این تاریخ به بعد ای دی های بی نام نشان و مجهول الهویه درسوشیال میدیا که درخواست دوستی می دهند را رد کنیم.
4.    ای دی های که به جای نقد فقط دست به توهین می زنند چه واقعی و چه مجهول الهویه حذف کنیم.
5.    احزاب روژهلاتی یک گروه سایبری تشکل دهند و با ضربات مختلف سایبری رژیم مبارزه نمایند و حرکت های نیروهای خود که در توهین و تفرقه دست دارند مورد بررسی قرار دهند. در مرحله اول تنبیه تشکیلاتی در صورت تکرار از حزب اخراج نمایند.
6.    در صورتی که فردی با پروفیل و عکس مشخص با کامنت های خود تلاش می کنند که تفرقه را در بین نیروها روژهلاتی رشد دهد اولین کار این است که تلاش کنید زمانی که ای دی وی روشن است بصورت تصویری با وی تماس برقرار نمائید. طبق تجربه من ای دی های که مال ارتش سایبری است به هیچ عنوان به شما این اجازه را نمی دهند.  انها می گویند سیتم آنها خراب است دوربین ندارند. برای اینکه ای دی خود را واقعی جا بزنند پیشنهاد می دهند که آنها چند عکس مختلف می توانند بفرستند.   آنها عکس های مختلفی همانند عکس پروفایل که معلوم نیست از کجا دزدیده اند برایتان می فرستاند.


در پایان این نوید خوب را هم می خواهم بدهم. پس از جانبختن 12 گریلای پژاک در کرمانشاه جو سوشیال میدیا توسط نیروهای وفادار به هویت و خواست ملی کوردستان به جای خوبی کشیده شد. این نیروها در کمال احترام به جانبختگان تلاش نمودند که برای اولین بار در رابطه با مشکل اصلی بیشتر صحبت نمایند و تلاش نمایند که مبارزه با هر شیوه ای که هر فرد روژهلاتی قبول دارد بدون کمک و همیاری همدیگر امکان پذیر نیست.
برای اولین بار احساس کردم توهین کنندگان به همدیگر کمتر شده اند و راهی برای اتحاد ملی در سوشیال میدیا در حال شکل گیری است.
البته انسانهای بی عمل تلاش کردند مثل آنچه در گذشته روی داده است به جای نقد با کلماتی که دو جبهه صفوی و عثمانی می خواهند کار را به پیش ببرند که خوشبختانه کارهای آنها زیاد به چشم نمی خورد.