بیش از یک سال است که جنگ خانمانسوز در سوریه می گذرد و برای اولین بار یک کشور به نقطه قدرت نمائی کشورهای منطقه و ابرقدرتهای جهانی تبدیل شده است. در همین کشور دولتهای منطقه راه را برای درست کردن یک گروه تندرو تر از القاعده، داعش باز کردند. گروهی که رهبر القاعده ایمن الظواهری آنها را تندرو تر از القاعد می داند.
ابوبکر بغدادی رهبر داعش پس از چند ماه جنگ و گریز و تسلط بر استان انبار عراق، هفته گذشته به نیروهای تحت امر خود فرمان داد که سامرا که محل تولد وی است تسخیر نمایند. آنها پس از چند روز جنگ و گریز در اطرف شهر نتوانستند آن شهر را تسخیر کنند و در نهایت به سوی موصل رفتند تا جبهه جنگ را در آنجا باز نمایند. پس چند روز جنگ روز سه شنبه ۲۰ خرداد موصل را تسخیر نموده و این حرکت داعش باعث شد که ارتش نوری الماکی در کمترین زمان همه امکانات خود در سه استان سنی نشین عراق به جا بگذارند و به جای دفاع از مردم شهرها در مقابل تروریست های اسلام گرای داعش ، جان خود را به در برند.
هدف من از این نوشته تحلیل داعش و چگونی پیدایش آنها نیست. هدف من در این نوشته نگاه سازمان مجاهدین خلق ایران در رابطه با وقایع امروز درعراق است.
سازمان مجاهدین خلق ایران پس از سقوط صدام حسین هم پیمان استراتژیک خود در طول سالهای گذشته تلاش نموده است که به هر صورت شده با بازماندگان صدام حسین در عراق رابطه خوبی داشته باشد. آنان برای این ارتباط از شیوه های مختلف استفاده نموده اند از جمله می توان به برگزاری جشن های بزرگ در عراق، دعوت سران قبایل به اروپا، کمک و درست کردن سازمانها و انجمن های مختلف در عراق و کمک مالی به آنها می توان نام برد. مجاهدین خلق اگر چه پس از سقوط صدام می دانستن جای در عراق ندارد ولی تا به امروز حاضر نشده است که از امکانات مالی و دست بالایش در انتقال نیرو به اروپا برای انتقال نیروها در عراق استفاده کند( مجاهدین در جنگ اول خلیج بیش از ۱۰۰۰ کودک و نوجوان را در کمتر از دو هفته بصورت قاچاق وارد کشورهای غربی کردند). رهبری مخفی سازمان مجاهدین فکر می کند که در نهایت با کمک نیروهای باقی مانده بعث بار دیگر دست آنان در عراق باز می شود و یا اگر هم کسی از نیروهای آنان کشته شود صف شهیدان آنان طولانی تر می شود و آنها می تواند برای تبلیغ زنده ماندن خودشان از آن استفاده کنند.
پس از سقوط موصل بار دیگرسازمان مجاهدین در میدیای خود با خوشحالی از آنچه در عراق اتفاق افتاده است کار تبلیغی را آغاز نمود. آنها فکر می کنند که این فضای جدید و تحولات آن به سود آنها است. اگر چه رهبری مجاهدین در این شرایط جرات این را ندارد که مانند گذشته تحلیل های خود را آشکارا اعلام نماید. ولی هواداران تشکیلاتی آنها همان تحلیل را می کنند که در زمان اشغال کویت توسط صدام کرده بودند. در آن زمان آقای رجوی در قرارگاه اشرف با خواندن این شعر” تغاری بشکند ماسی بریزد – جهان گردد به کام کاسه لیسان، تحلیل خود را شروع نمود. آخر در آن زمان وی فکر کرد که با اشغال کویت وی هم می تواند با کمک صدام ایران را فتح کند. اگر چه با شکستن آن تغار نه تنها دنیا به کام سازمان مجاهدین و آقای رجوی نشد بلکه جهنمی برای آقای رجوی و سازمانش بوجود آمد و نتیجه آن کشته شدن تعدادزیادی از نیروهایش و مخفی شدن او تا به امروز است و تازه این کشتار تا به امروز ادامه دارد.
من به عنوان یک روزنامه نگار از روزی که موصل سقوط کرده است تمام اخبار را بررسی می کند و هر روز تمام خبرهای خروجی سایت مجاهدین را می خوانم. رهبران این سازمان تا به امروز حتی یک کلمه از طرف سازمان و شورای ملی مقاومت وابسته به خودش در رابطه با وضعیت کنونی عراق نداده اند. این در صورتی است که بیش از ۱۲۰۰ نفر از هوداران آنها در عراق می باشند. اما این بار آنها در سایت رسمی خود اخبار جنگ در عراق را بصورتی کاملا جانبداران از نیروی که شهرها را تسخیر می کند پبلیش می کنند. سازمان مجاهدین خلق ایران همانند سایت فارس نیوز که خیلی وقت ها خبری را از یک خبرگزاری بزرگ جهانی نقل می کند، وقتی خبر اصلی را نگاه می کنی آن خبر صد در صد خلاف آن است که فارس می گوید و یا خبری که به نقل از آن خبرگزاری نوشته وجود خارجی ندارد. مجاهدین با این شیوه به تحریف خبرهای امروز عراق ادامه می دهند.
سایت مجاهدین پس از سقوط موصل در یک خبر به نقل از الجزیره نوشت، تسخیر کامل شهر موصل توسط انقلابیون و عشایر عراق. سازمان مجاهدین خلق در این خبر و خبرهای دیگر نیروهای داعش را نیروهای انقلابی و عشایر عراقی می نامند که برای سقوط مالکی تلاش می کنند. در طول این چند روز آنها حتی یک بار از داعش نام نبرده اند و حتی به هوداران خود در دنیای مجازی گفته اند که تلاش کنند این را به همه بقبولانند که شهرها به دست نیروهای انقلابی و عشایر عراقی آزاد می شود و نه داعش. این حرفها که اینها داعش هستند گفته مزدوران رژیم جمهوری اسلامی ایران و دولت مالی است.!
برای من که از نزدیک مجاهدین را می شناسم آشکار است که این بار مجاهدین باز هم به قول رهبر مخفی آنها به فکر ماستی افتاده است که از تغار ریخته است. ولی من به آنها می گویم این ماست، سمی تر از حتی ماستی است که در جریان اشغال کویت خوردید. این ماست چه با شکست داعش و چه با پیروزی داعش می تواند عواقب جبران ناپذیری برای شما و مردم منطقه بخصوص کشورعراق داشته باشد. البته این را هم نباید پنهان کرد که برای رهبری مجاهدین ۱۲۰۰ نفری که در عراق هستند خروس های قربانی عزا و عروسی هستند و جان آنها برایشان ارزشی ندارد.
به غیر از مجاهدین که همانند کبک سر خود را زیر برف کرده اند و نیروهای داعش را به نام آزادیخواهان عراقی می نامنند. علامه رافعی مفتی عراقی نیز از ارتش عراق می خواهد که اسلحه شان را تسلیم انقلابیون کنند و می گوید این انقلابیون برادران شما هستند. وی آزاد سازی موصل، تکریت و محاصره کرکوک، را مبارزه برای رهایی ملت عراق به ویژه سنی ها از ظلم وستم مالکی توصیف می کند. در ادامه رافعی می گوید: حکومت مالکی و همپیمانانش برای ایجاد اختلاف میان فرزندان شهرهای آزاد شده و انقلابیون تهمت وابستگی به “داعش” و تروریسم را به آنها می زنند”.خنده دار بودن حرفهای این مفتی در اینجا است که وی می گوید داعش یک گروه تروریستی است و در جای دیگر از همه می خواهد که به آنها کمک کنند. به قول آن مثل معروف قسم حضرت عباس را باید قبول کرد یا دم خروس آقای مفتی عزیزرا ؟
آخرین سخن من با هوادران اروپا و آمریکا نشین این سکت مذهبی این است؛ برای اینکه به دور از حصارهای تشکیلاتی بدانید که در عراق چه می گذرد و به جای تنها نگاه کردن به سایتها و میدیای سازمان مجاهدین ، سری هم به میدیای آزاد جهانی بزنید تا خود پی ببرند که کسانی که امروز در عراق می جنگند چه کسانی هستند. آیا اینها داعش و بازماندگان نیروهای صدام هستند یا به قول سازمان مجاهدین ،انقلابیون و سران عشایر عراقی ؟. البته شکی نیست که مردم عراق از دولت مالکی به خاطر رشوه خواری و فساد مالی و نقص حقوق بشر و فشار اقتصادی خسته شده اند اما این حرکت و جنگ توسط داعش رهبری می شود.
به نظر من تحولات کنونی عراق نشانه شکست کامل سیاست قدرت های جهانی در عراق و منطقه است. زیرا با حمله نظامی به عراق و سقوط صدام، دولت مرکزی عراق و غرب تا این لحظه کنترل همه چیز را در عراق از دست داده و اگر جنگجویان اسلام گرای داعش بتواند در عراق حتی در این مناطق که در دست دارند تثبیت شوند یک افغانستان، سوریه و پاکستان دیگری در خاورمیانه بوجود آمده که امنیت منطقه و جهان را به خاطر خواهد انداخت.
نظرهای خوانندگان
اولا در کشوری که مراسم خصوصی جشن تولد و عروسی مردم در خیابان خرید و فروش می شود و تفریح عده ای دیدن زنان و دختران در این گونه فیلم هاست، در کشوری که هر فرد مونثی که کنار خیابان در انتظار تاکسی است از نظر اکثریت مردان رهگذر موضوع تماشای جنسی است و از سوی مسافرکش ها برخوردی همچون یک فاحشه می بیند، در کشوری که همخوابگی با جنس مخالف خارج از ازدواج جرم تلقی می شود و زندان و شلاق و اعدام پاداش آن است، طبیعی ترین و بی ضررترین پاسخ جنس مذکر به نیازهای جنسی اش خودارضایی از طریق تماشای تصاویر اینترنتی است. باید دید چه جور قوانین و مقرراتی این ملت را به این درجه حقیر و خفیف کرده که به این حد سقوط کنند؟ به شما قول می دهم که بدتر از این هم خواهد شد. سی سال اعدام قاچاقچیان مواد مخدر و به «جزیره» فرستادن معتادان چیزی به جز این به بار نیاورده که ایران را به مقام نخست جهان در اعتیاد و مجازات اعدام (به نسبت جمعیت) برساند.
فيلترينگ سايتهاي ايراني بيش از اينكه به سايتهاي غير اخلاقي بپردازد سايت ها و وبلاگ هاي سياسي و آزادي خواه را هدف گرفته است.اگر روزي شنيدي كه خود اينها سايتهاي غير اخلاقي را ساپورت مي كنند زياد تعجب نكن چون هر چه جوانان اين سرزمين به سكس و از سوي ديگر اعتياد و هر مشغوليت ديگري غير از سياست و فكر كردن مشغول باشند دوام اينها بيشتر خواهد بود.خدا نكند تو با آقاي مرتضوي موافق باشي چون فردا كه آمار سايتهاي بسته شده و مجازات شده شان را ببيني متوجه مي شوي كه نسبت سايتهاي آزاديخواه و بقول آقايان ضد دين مسدود شده و مجازات شده نسبت به سايت هاي پرونو هزار به يك است
ثانیا اینکه حد و حدود پورنوگرافی ممنوعه کجاست؟ آیا آقای مرتضوی هم منظورشان تنها پورنوگرافی زیر سن قانونی و یا تجاوز گونه است؟یا باید از فردا منتظر باشیم که مثلا هادی خرسندی هم به جرم اشاعه پورن تحت تعقیب قرار گیرد.یا فلانی به خاطر یک شوخی بیضرر جنسی که با فلان رفیقش در وبلاگش کرده.تجربه به ما میگوید احتمال دومی بسیار بیشتر است.
ثالثا اینکه مجازات های مربوطه در بقیه دنیا کدامند؟آیا میدانید جناب مرتضوی به لایحه ای اشاره میکند که مجازات تا اعدام را برای متخلفین در نظر گرفته است؟آیا واقعا به قوانین جدیدی برای اعدام نیاز داریم؟
رابعا اینکه بر طبق تجربه جنابعالی گفته شدن کدام حرف از سوی مسئولین ،حق مشابهی برای شهروندان و رسانه ها ایجاد کرده است که این دومی باشد؟مگر نه اینکه همین حالا مسئولین در رده های مختلف در مورد مساله هسته ای و رابطه با آمریکا از زوایای مختلف سخن میگویند اما رسانه ها از وارد شدن به این مقولات منع شده اند؟کجای مساله را به فال نیک گرفته اید؟
این لیست را میتوان تا بندهای متعدد دیگر ادامه داد.منتظر پاسخی از شما خواهم بود
به همین ترتیب، در ایران خط قرمزها جایی بسیار احمقانه تر از سکس خانوادگی قرار دارند: یک نفر اگر به عشق بازی در روابط عاشقانه اش اشاره کند در وبلاگش ممکن است تخته بشود.
به علاوه ی تمام این ها، به عنوان یک فرد نظرم این است که چه در ایران، چه در جهان، سن دانستن مسائل جنسی زمانی است که کودکان بخواهند بدانند. به جای این که به مرتضوی "دمت گرم" بگویید، باید تابوهایی که موجب می شوند در خانواده ها این مسائل مطرح نشود را بشکنید. نیت و هدف مرتضوی جز این است که شما بیان کرده اید.
دوم اینکه این گُلی در کنار زباله نیست. این جزئی از همان سیستم است(شاید همه سیستم گُل باشد. اما می خواهم بگویم این قضیه جدا از کل سیستم نیست). از یک طرف تشنگی ایجاد می کند و از طرفی آب سالم در اختیار نمی دهد. این سیستم فقط به فلج شدن سیستم عقلانی و شرافتمندانه در زندگی افراد جامعه منجر می شود.
سوم اینکه من هنوز در سایت های ایرانی سوء استفاده از کودکان را ندیده ام. البته مواردی مانند پخش فیلم های خصوصی افراد وجود دارد. اما این ها هم فقط مربوط به اینترنت نیست. در خیابان ها و کلوپ های ویدیویی اینگونه فیلم ها با کیفیت و کمیت بیشتری پخش می شود.
و آخر اینکه رواج پورن های خانوادگی یا دیگر موارد غیر عرفی و اخلاقی، نتیجه ی یک فرایند و سیستم است. شما باید علت را بیابی. باید دریافت چرا مردم ایران دارند از اخلاق و شرافت و انسانیت فاصله می گیرند. وقتی شما برای یک لقمه نان مجبور می شوی در طول روز جلوی هزار نفر خم شوی و هزار جور دروغ بگویی دیگر شرافت و اخلاقی برایت باقی نمی ماند. وقتی مجبور هستی برای ارضا امیال غریزی خطر شلاق و ایدز را بپذیری دیگر عقل و خِرَدی باقی نمی ماند. بگذریم! از این سخنان زیاد است.
چنین اقداماتی تنها سطح رویی و نتایج فرایند را هدف قرار می دهند. و این چندان کارکردی ندارد جز یک پوشش موقتی که فقط فهم لایه های زیرین را برای کارشناسان مشکل تر می کند و به این شکل ارائه راه درمان را مختل می سازد.
هزاران وبلاگ داستان سکسی و هزاران وبلاگ و سایت ایرانی که عکسها و فیلم های جوانان و نوجوانان را پخش می کند وجود دارد که با نامهای مختلف که طبق قوانین جهانی کار آنها ممنوع است در فضای اینترنیتی کار می کنند . فقط به این دلیل که ما چون با رژیم جمهوری اسلامی مخالفیم در جهت بسته شدن آنها اقدام نکرده ایم
من یک سئوال از همه شما دارم ایا شما وقتی با این سایت ها که سکس خانوادگی و سکس با بچه در داستانهایش تبلغ می کند چه برخوردی کرده اید. آیا به مرکز جهانی و یا به سرور و جای که به آن سایت ها و وبلاگ ها فضا می دهد گزارش کرده اید؟
این مسئله رابطی به حکومت ندارد این کار جرم است و باید این سایت و وبلاگ ها بسته شوند.
این سایتها و وبلاگ ها فرق دارد با سایت های پرنو که زیر نظر هستند و طبق اصول دنیای آزاد کار می کنند.
هر گردی گردو نیست
"شوان/کردستان " گفته:
"تمام حرف های مانی درست غیر از یک مسئله... هزاران وبلاگ و سایت ایرانی که عکسها و فیلم های جوانان و نوجوانان را پخش می کند وجود دارد "